چشمش که به چشم آقا افتاد بند دلش پاره شد. چهارستون بدنش لرزید. عاشقی وصف یکلحظهاش بود، انگار همه قرار دلش شد آقا «سید علی».
چشمش که به چشم آقا افتاد بند دلش پاره شد. چهارستون بدنش لرزید. عاشقی وصف یکلحظهاش بود، انگار همه قرار دلش شد آقا «سید علی».