داشتیم میرفتیم دنبالشان و تکان تکان میخوردیم که یکی از خانمهای طلبه، مثل زمان جنگی که ندیدم اما تعریفش را شنیدم، از زیر آن چادر مشکی بابرکتش سفرهای وسط راهرو ۲۴ عین ۲۳۹ برایمان انداخت که کفمان برید! چای و میوه و سرشیر و نان تنوری به اضافه کمی شیر مرغ و تا دلتان بخواهد جانِ شیرینِ آدمیزادِ دست و دلبازِ جنوب!
روایت ماجرای «اتوبوس ۲۴ عِین ۲۳۹» مردم خوزستان برای دیدار با رهبر انقلاب/خانم طلبه سفره ای انداخت که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد بود

