آقای قادر آشنای عزیز…
از دوستان مشترکمان شنیدهام که شما آزاده هستید و سالهایی از عمرتان را در اسارت دشمن بعثی به سر بردهاید. انشالله این آزادگی فقط یک لقب رسمی نباشد و در منصبی هم که هستید روال و منشتان چنین باشد که البته گمان کنم چنین باشد. بههرحال شما از زمره جوانمردانی هستید که روزگاری آزادیتان را فدای آزادی این مردم کردهاید… پس کمی صریح و بیتعارف میخواهم از تئاتر و وضعیت و شرائط آن نکاتی را با شما در میان بگذارم، هرچند شاید حکم زیره به کرمان بردن داشته باشد…