به حروف هم نوشتم، و آمدم تا پایینِ لیست. داشتم اسم و امضا هم می زدم که یکهو خانمِ «ش» عینکش را پایین داد و ناخودآگاه جیغ مهیبی کشید که: «وای، نهههه! اسم، نه!» گفتم «اوه، اوه! یادم نبود. بله، خدمت شما.» و نمره ها را دادم دستش. بعد، خودش هم خنده اش گرفت که: «ببخشیدها! میدونین که …» گفتم: «می دونم.»