ببینید حکایت مادری که برای کمک به رزمندگان، طلاهایش را فروخت

روایت مادری که ۱۰ سال منتظر خبری از همسرش بود و برای او کوچه را آب و جارو و چراغانی می‌کرد و کسی از رزمندگان دلش را نداشت به او خبر شهادت همسرش را بدهد را بشنوید.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

You might also like