از یک طرف ما پیرمردی نشسته بود یک روزنامه سر چوب کرده در دست داشت، گاهی روزنامه میخواند و گاهی مات و مبهوت به ما نگاه میکرد.
از یک طرف ما پیرمردی نشسته بود یک روزنامه سر چوب کرده در دست داشت، گاهی روزنامه میخواند و گاهی مات و مبهوت به ما نگاه میکرد.