BREAKING NEWS خاطرات ناصرالدینشاه: وارد کربلا شدیم، تماشاچی زیاد بود؛ کوچههای تنگ، چیز غریبی است کشتی ما به گل نشست، قدری معطل شد. عملهجات به آب رفتند – با رخت – با دست کشتی را بلند میکردند.