خاطرات ناصرالدین‌شاه: پیش حرم قدری خفیف شدم! / عرفانچی مرخص شد فردا برود کرمانشاهان عروسی کند

یک نفر شتر دیوانی را با بار انداخته بود توی نهر و می‌خواستند درآورند، نمی‌شد، اوقاتم تلخ شد. یحیی‌خان را گذاشتم آن‌جا شتر را درآوردند.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

You might also like