برای آن مردِ زندانی که نام دختر گیسوآرا را بر دیوارهای سرد و بیروح سلول حک میکرد، غم فراق تنها یک احساس نبود؛ بلکه حکم به اسارت در انبوهی از سکوت بود.
برای آن مردِ زندانی که نام دختر گیسوآرا را بر دیوارهای سرد و بیروح سلول حک میکرد، غم فراق تنها یک احساس نبود؛ بلکه حکم به اسارت در انبوهی از سکوت بود.