یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس تعریف میکند: «دیدم یکی از نیروهایم در حالی که با یک دستش کلوخ و با دست دیگرش شلوارش را نگه داشته، ۲ سرباز عراقی را اسیر کرده و آورده.»
یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس تعریف میکند: «دیدم یکی از نیروهایم در حالی که با یک دستش کلوخ و با دست دیگرش شلوارش را نگه داشته، ۲ سرباز عراقی را اسیر کرده و آورده.»