چارلی چاپلین: همسایگان با ترس به ما نگاه می‌کردند

دکتر که مردی سال‌خورده بود پس از آن‌که جریان را از زبان صاحبخانه شنید که عینا با آن‌چه بچه‌ها گفته بودند شبیه بود، معاینه‌ای سطحی و سرسری از مادرم به عمل آورد و گفت: «دیوانه است. او را به تیمارستان بفرستید.»

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

You might also like