گفتم بابا پس حالا که تعیین میکنید محض رضای خدا چشمانتان را وا کنید که به چاله نیفتید. وکیل خوب انتخاب کنید. گفتند خیلی خوب. بله گفتند خیلی خوب، چشمهاشان را وا کردند. درست هم دقت کردند، اما در چه؟ در عظم بطن ، کلفتی گردن، زیادی اسب و کالسکه، بیچارهها خیال می کردند که گویا این وکلا را میخواهند به پلوخوری بفرستند!