کیارستمی بدقولی کرد

یک- آن روز کیارستمی خواب عجیب و مرموزی را سر کلاس تعریف کرد.
گفت: «زنی که تا به حال او را ندیده‎ بودم از ماشین پیاده شد، انگشت سبابه‌ش را بالا برد و گفت: یک دقیقه‌ی دیگر برمی‌گردم. از دید من خارج شد و به آن سوی خیابان رفت. لحظه‌ای بعد صدای بلند تصادف به گوشم رسید. آن زن برنگشت، می‌دانید؛ در حقیقت بدقولی کرد.»

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

You might also like