خاطرات وکیل/ همه چی از آن عصر پاییزی شروع شد که من و مصطفی سرِ سرخ وشیرین بودن هندونهی شب یلدا شرط بستیم و قرار مونشد هندونهی هرکی شیرینتر و خوشرنگتر بود حق داره ،درخونه اعظمو بکوبه و هندونه بهش بده.
خاطرات وکیل/ همه چی از آن عصر پاییزی شروع شد که من و مصطفی سرِ سرخ وشیرین بودن هندونهی شب یلدا شرط بستیم و قرار مونشد هندونهی هرکی شیرینتر و خوشرنگتر بود حق داره ،درخونه اعظمو بکوبه و هندونه بهش بده.